اسفار صفر

وبلاگ شخصی ایمان صفرآبادی فراهانی

اسفار صفر

وبلاگ شخصی ایمان صفرآبادی فراهانی

اسفار صفر

وَإِن تُطِعْ أَکْثَرَ مَن فِی الأَرْضِ یُضِلُّوکَ عَن سَبِیلِ اللّهِ إِن یَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ یَخْرُصُونَ ﴿۱۱۶﴾

«اگر از بیشتر مردم روى زمین پیروى کنى [و آرا و خواسته‏هایشان را گردن نهى] تو را از راه خدا گمراه مى‏کنند؛ آنان فقط از خیال و پندار پیروى مى‏کنند، و تنها به حدس و خیال تکیه مى‏زنند.» (۱۱۶)
سوره انعام

دنبال کنندگان ۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی

۴ مطلب در آذر ۱۳۹۰ ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام

سیمز( sims ) نام بازی کامپیوتری است که تاکنون 3 شماره از آن انتشار یافته و با استقبال خوبی روبرو بوده است. این بازی هیچ خط داستانی مشخصی  و ماجرایی ندارد که با آن بازیکن ترغیب به ادامه بازی شود . و این خود سوالی را برای ما به وجود می آورد که چرا این بازی با استقبال روبه رو میشود. جواب در این نکته است که این بازی یه بازی شبیه سازی زندگی است و در این شبیه سازی بازیکن میتواند خواسته ها و آرزوهای خود را بازی کند.حال از جذابیت های بصری این بازی میگذریم.

حال باید چند سوال از خود در رابطه با این بازی بپرسیم.اینکه چرا فکر میکنیم این بازی شبیه به زندگی است؟ اینکه شخصیت ها در این بازی اصلا شخصیت ندارند و این بی شخصیت ها چه زندگی دارند که بخواهد شبیه به زندگی ما باشد؟ اینکه حالا مثلا اومدیم و زندگی رو شبیه سازی کردیم، آخرش که چی؟ که چی بشه؟ آخرش میخواد چه اتفاقی بیفته؟

واقعیت اینه که تمام سوالات بالا سوالات انحرافی هستند. چرا که اتفاقا این بازی خیلی هم خوب زندگی را شبیه سازی کرده است.خیلی هم خوب این زندگی را ترغیب و تشویق میکند. اما نکته قابل تامل در چیستی این زندگی موجود در سیمز است. زندگی که باید آخرش بگویی : آخرش که چی؟ زندگی انسان بی هویت امروزی همین زندگی است. زندگی انسان مادی برآمده از تمدن کنونی (معروف به غرب) همین زندگی است.این زندگی انسان تمدن غربی است(توجه کنید که منظور غرب جغرافیایی نیست همین تهران هم غرب است). تمدنی که به جنبه های الهی انسان توجهی ندارد و ابتدا آن را اصلا قبول ندارد و بعدا با تفکیک علم ومعرفت آن را جزء معرفت میداند و بی ارزش (از لحاظ علمی!!!!) میشمارد و انسان را موجدی محصور در ماده میبیند.این تمدن ، این انسان و این زندگی را برای انسان به وجود می آورد.این زندگی بازی سیمز همین زندگی این تمدنی است. به همین بی معنایی و به همین پوچی.

سیمز خوب شبیه سازی کرده است.اینطور نیست؟

 

بعد از تحریر: اینکه این بازی تبلیغ کننده سبک زندگی آمریکایی است، اینکه این بازی جزء مصادیق تهاجم فرهنگی است، اینکه این بازی آموزش دهنده حرص و ولع برای نوجوانان ما است ، اینکه این بازی روحیه مصرف گرایی را افزایش میدهد،اینکه این بازی با وارد کردن شخصیت های شکل فضایی هایی با پوست آبی رنگ به دنبال اهداف دیگری هم هست، همه اینها درست. اما بنده در این نوشتار سعی کردم لایه ای از زندگی خودمان را نشان بدهم نه این بازی را.

 

۱۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ آذر ۹۰ ، ۱۴:۵۴
ایمان صفرآبادی

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام

متن زیر توسط دوست عزیزم ابراهیم مقدم نوشته شده که چند ماه پیش در مجله پرسش چاپ شد

روزی  از روزگاران قدیم مردی جام باده هفت خط سرکشید و بنا به عربده کشی نهاد. چو کارد بر استخوان رسید محتسب یقه اش بگرفت و به قصد تادیب ! کشیده آبداری نثار گوش او کرد و وی را بگفت : ای فلان فلان زاده فلان پدر.... پدر فلان! حوزه استحفاظی من و عربده کشی؟مرد خطاکار که گونه سرخ از سنگینی دست محتسب کرده بود ، وی را بگفت: تو که باشی که اینچنین مرا بنوازی؟ محتسب پاسخ داد:من فرمانده فلان دسته باشم که حفظ نظم این محل او راست.

_ : خب ده سال دگر چه خواهی بود؟

_ : ده سال دگر فرماندهی گزمه های  این شهر مراست.

_: و دگر ده سال چه؟

_: آن گه فرمانده کل گزمه های شهنشاه باشم.

_: و پس از آن؟

_: آن گه به رسم رایج ! از کار باز نشینم.

_:چون بازنشسته شدی چه؟آنگاه چه خواهی شد؟

_: آن گه دگر هیچ!!!!

چون این کلام از زبان محتسب بیرون تراوید، همچو این ماند که دست  مرد از ضامن  درآمد چنان برگوش محتسب بنواخت ! که نوازش های پدر! به یادش آورد و بعد از سرخی گونه اشک شوق ز ملاقات یاد پدر! را برچشمانش میهمان کرد. آن گه به کلام بیافزاد که: ای فلان فلان زاده فلان پدر.... پدر فلان! تو را سزاوار نیست که مرا بنوازی ، چرا که تو باید این همه بگذرانی و عمر بکاهی تا شوی هیچ ، حال آنکه من خود الان هیچم!!

شاید بپرسی ای گنگ قلم! تو را زین روده درازی چه مقصود؟؟ گویمت ای دوست بدان که این درد، کسان را بسیار باشد!

عمری بر سر کلاس بنشستیم و درد میخ های صندلی هایش را تحمل کردیم که چه؟ عمری نوازش های روحی و جسمی آموزگاران را به جان خریدیم که چه؟ عمری شب و روز به در کنکور کوبیدیم که چه؟

گر بود پایان کار هیچ، که ما خود همه هیچ بودیم. این همه محنت که چه؟

ورنه تورا نباشد پاسخ هیچ،نیکوست. لیک راه را بگو که چه باشد و چه؟؟؟؟

 

۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ آذر ۹۰ ، ۱۸:۴۲
ایمان صفرآبادی

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام

چند روز پیش اتفاقی داشتم از توی یه کوچه رد میشدم که دیدم یه هیئت توی یه خونه هست. منم که حال خوبی نداشتم گفتم برم توی هیئت تا اشکی بریزم و سینه ای بزنم و توسلی به آقا ابا عبدالله.

خلاصه رفتم تو و نشستم دیدم یه آقایی داره صحبت میکنه راجع به حضرت قاسم علیه السلام. خیلی حرف زد که کاری ندارم بهشون.اما بحث رسید به اینکه وقت نیست وگرنه من ماجرای عروسی حضرت قاسم رو براتون میگفتم که ماجرای شیرینیه. منو میگی، برق از سرم پرید. با خودم گفتم اینقدر کتاب و مطلب راجع به خرافات واقعه عاشورا هست چرا هنوز این دروغ شاخ دار توی هیئت گفته میشه. اومدم خونه خیلی ناراحت بودم یه سر رفتم توی اینترنت و عروسی حضرت قاسم رو جستجو کردم دیدم عجب هنوزم توی بعضی از هیئت ها حجله درست میکنن.

اینم یه نمونش

اولین بار این ماجرا را شخصی به نام ملاحسین واعذ کاشفی متوفی در سال ۹۱۰ قمری به رشته تحریر درآورده است و جالب اینجاست که این داستان اولین بار توسط فخرالدین طریحی متوفای ۱۰۸۵ قمری از فارسی به عربی و نه برعکس ترجمه شده است.

دانشمندان بسیاری این داستان را دروغ میدانند که به اختصار نام چند نفر را میگذارم:

۱.شیخ عباس قمی در منتهی الآمال

۲.شیخ محمد تقی شوشتری در قاموس الرجال

۳.علامه مامقانی در تنقیح المقال

۴.شیخ جعفر شوشتری در فواعد المشاهد

۵.سید عبدالحمید حائری در ذخیرة الدارین

۶.شهید قاضی طباطبایی در تحقیق در رابطه با اول الاربعین سیدالشهدا

۷.فاضل دربندی در اسرار الشهاده

۸.شیخ محمد حسین اعلمی در دایرة المعارف الشیعه العامه

۹.جواد محدثی در فرهنگ عاشورا

۱۰.علی اکبر ناجیان در قیام حسین بن علی

۱۱.محمد صحتی سر درودی در تحریف شناسی عاشورا و تاریخ امام حسین علیه السلام

حال باید پرسید تا کی میخواهیم به تروج دروغی که متخصصین به علوم دینی و رجال آن را رد کرده اند بپردازیم؟؟؟؟

البته باید توجه داشت که هر یاوه ای که احمقی در رد عقاید دینی ما میگوید هم نباید قبول کنیم.

و من الله الحق

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ آذر ۹۰ ، ۱۵:۵۴
ایمان صفرآبادی

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام

سه شنبه هفته گذشته در دانشگاه شاهد و با همت کانون طریق این دانشگاه سخنرانی با موضوع "سیر تحول علم در غرب" انجام شد که سخنران آن حجت الاسلام دکتر حمید پارسانیا ،عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران،بودند.در این جلسه مباحثی چون آیا ساختار معرفتی علم موجود دچار مشکل است؟ آیا علم معیار صدق و کذب دارد؟ و علم تجربی یا عقلی؟ مورد بحث و بررسی قرار گرفت. در پایان جلسه نیز دانشجویان سوالات خود را مطرح نمودند.

دکتر پارسانیا در ویکی پدیا

دانلود فایل صوتی سخنرانی

متن خبری خلاصه شده سخنرانی در خبرگذاری دانشجو

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آذر ۹۰ ، ۰۱:۰۸
ایمان صفرآبادی