اسفار صفر

وبلاگ شخصی ایمان صفرآبادی فراهانی

اسفار صفر

وبلاگ شخصی ایمان صفرآبادی فراهانی

اسفار صفر

وَإِن تُطِعْ أَکْثَرَ مَن فِی الأَرْضِ یُضِلُّوکَ عَن سَبِیلِ اللّهِ إِن یَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ یَخْرُصُونَ ﴿۱۱۶﴾

«اگر از بیشتر مردم روى زمین پیروى کنى [و آرا و خواسته‏هایشان را گردن نهى] تو را از راه خدا گمراه مى‏کنند؛ آنان فقط از خیال و پندار پیروى مى‏کنند، و تنها به حدس و خیال تکیه مى‏زنند.» (۱۱۶)
سوره انعام

دنبال کنندگان ۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی

مطلبی از روی خشم و ناراحتی

يكشنبه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۱، ۰۲:۳۶ ب.ظ

یا حکیم

میخواستم چیز دیگه ای بنویسم

داشتم مینوشتم که این مطلب رو جایگزین کردم.

درست به همون دلیلی که در عنوان آورده ام.

سخنان دیروز رهبر در دیدار با مردم آذربایجان و قسمت هایی که در مورد مسائل داخلی کشور بود و اینکه رسانه های ضد انقلاب و مثلا انقلابی در یک اقدام ناهماهنگ بیشتر بر روی سخن رهبر در مورد نکوهش استیضاح اخیر مانور دادند همه منجر به این پست شد.

1. وقتی بر روی یک بعد از حرفی مانور داده میشود و وقتی اینقدر تنبلی هست که کمتر از 900 کلمه رو بخونیم منجر به این میشه که مردم فکر کنن که رهبر فقط داره از یک نفر حمایت میکنه و مجلس بر روی حرف رهبر همیشه  داره کوتاه میاد و رهبر در تمام امور دخالت میکند و میشود همان حرفی که مطهری (علی) هر وقت کم میاره میگه:" مجلس تبدیل به یک موجود دست و پا بسته میشود". که البته تمام این فکر ها و سخنان غلط است و فقط بی تدبیری رسانه های مثلا انقلابی و تنبلی شخصی ما است که یک حرفی را ندونسته و نخوانده میزنیم و حتی نشر میدهیم.

2. اینکه احمدی نژاد هم نسبت به سخنان رهبری هیچ واکنشی نشان نمیدهد و فقط بر روی مواضعش (هر چند مواضع درست) لج بازانه پا فشاری میکند هم به این مساله بیشتر دامن میزند.

3. مجلسی ها اینبار هم بیانیه دادند مثل قضیه سوال از رئیس جمهور که منتفی شد. ولی اینکه آقایون اینقدر دنبال مصادیق میروند و از اصل حرف رهبری که ایجاد فضای امنیت روانی در جامعه است به راحتی میگذرند هم جای خنده بدتر از گریه دارد و هم جای تامل زیاد. همچین بیانیه هایی رو در مساله سوال از رئیس جمهور دادند ولی بعدش چی شد؟ دوباره یک مساله دیگر پیدا کردند آقایون که بلاهتشون رو به رخ ملت بکشند.

همون کمتر از 900 کلمه رو در ادامه مطلب آوردم.یک نکته هم راجع به مسائل داخلى کشورمان عرض کنم، که این هم مسئله‌ى مهمى است. قضیه‌اى در مجلس پیش آمد؛ قضیه‌ى بدى بود، قضیه‌ى نامناسبى بود؛ هم ملت را ناراحت کرد، هم نخبگان را ناراحت کرد. بنده‌ى حقیر هم از دو جهت ناراحت شدم: هم خودم در مقابل این قضایا احساس تأثر میکنم؛ هم به خاطر ناراحتى مردم، انسان احساس تأثر میکند. خب، رئیس یک قوه به استناد یک اتهامِ ثابت نشده و مطرح نشده‌اى در دادگاه، دو قوه‌ى دیگر را متهم کرد؛ این کار بدى بود، این کار نامناسبى بود؛ اینجور کارها، هم خلاف شرع است، هم خلاف قانون است، هم خلاف اخلاق است، هم تضییع حقوق اساسى مردم است. یکى از حقوق اساسى مهم مردم این است که در آرامش روانى و در امنیت روانى زندگى کنند؛ در کشور امنیت اخلاقى برقرار باشد. اگر یک فردى متهم به فساد است، نمیشود به خاطر او انسان دیگران را متهم کند؛ حتّى اگر ثابت هم میشد، چه برسد به اینکه ثابت نشده است، دادگاهى نرفته، محاکمه‌اى نشده. به استناد متهم کردن یک نفر، انسان بیاید دیگران را، مجلس را، قوه‌ى قضائیه را متهم کند؛ این کار درست نیست، این کار غلط است. بنده فعلاً نصیحت میکنم. این کار، کار شایسته‌اى براى نظام جمهورى اسلامى نیست. آن طرف قضیه هم، اصل این استیضاحى که در مجلس انجام گرفت، غلط بود. خب، استیضاح باید یک فایده‌اى داشته باشد. چند ماه به پایان کار دولت، استیضاح یک وزیر، آن هم باز با یک علت و دلیلى که مربوط به خود آن وزیر نیست، چه معنى دارد؟ چرا؟ این هم غلط بود. این هم که شنیدم در داخل مجلس کسانى حرفهاى نامناسبى بر زبان آوردند، این هم غلط است. همه‌ى این قضایا، قضایاى نامتناسبى است با نظام جمهورى اسلامى؛ نه آن متهم کردن، نه آن برخورد کردن، نه آن استیضاح. دفاعى هم که رئیس محترم قوه از خودش کرد، آن هم یک قدرى زیاده‌روى بود؛ لزومى نداشت.
 وقتى ما همه با هم برادریم، وقتى دشمن مشترک جلوى روى ما هست، وقتى توطئه را مى‌بینیم، چه کار باید بکنیم؟ تا امروز مسئولین در مقابل توطئه‌هاى دشمن همیشه کنار هم ایستاده‌اند، حالا هم باید همین جور باشد، همیشه هم باید همین جور باشد.
 من از مسئولان قوا و مسئولان کشور همیشه حمایت کردم؛ باز هم هر کسى که مسئولیتى بر دوش دارد، بنده از او حمایت میکنم، به او کمک میکنم؛ اما این کارها را نمى‌پسندیم؛ این کارها متناسب با تعهدها نیست؛ با سوگندهائى که خورده شده، مناسب نیست. این ملت عظیم را ببینند؛ شایسته‌ى این ملت، رفتار دیگرى است. امروز مسئولان باید همه‌ى تلاششان را بکنند براى اینکه گره‌هاى اقتصادى را باز کنند، مشکلات را برطرف کنند. بنده سه چهار سال قبل از این، در صحبت اول سال صریحاً به مردم و به مسئولین گفتم که نقشه‌ى دشمنان ملت ایران از حالا به بعد، بیش از همه، نقشه‌ى اقتصادى است. خب، مى‌بینید که همین جور شد. هم دولت، هم مجلس، همه‌ى نیرویشان را، همه‌ى فکر و ذکرشان را متمرکز کنند بر روى سیاستهاى درست اقتصادى. چند سال قبل از این، بنده درباره‌ى فساد اقتصادى، به رؤساى قوا نامه دادم. خب، با فساد اقتصادى مبارزه کنید. به زبان گفتن که مطلب تمام نمیشود؛ عملاً با فساد مبارزه کنید. هى بگوئیم مبارزه با فساد اقتصادى. خب، کو؟ در عمل چه کار شد؟ چه کار کردید؟ اینهاست که انسان را متأثر میکند.
 توقع بنده از مسئولین این است که حالا که رفتار دشمن شدت پیدا کرده است، شما هم رفاقتهاتان را با هم شدت بدهید و بیشتر با هم باشید. تقوا، تقوا، تقوا، صبر، میدان ندادن به احساسات سرکش، ملاحظه‌ى مصالح کشور، متمرکز کردن همه‌ى توان و نیرو براى حل مشکلات مردم و مشکلات کشور؛ این توقع ماست. امیدواریم ان‌شاءاللّه این نصیحتِ خیرخواهانه و مشفقانه مورد توجه مسئولین محترم، بخصوص مسئولین بالا قرار بگیرد؛ به این مسئله پایبند باشند.
 این را هم عرض بکنیم؛ این حرفى که من امروز زدم و از بعضى از مسئولان و سران کشور گله‌گزارى کردم، موجب نشود که حالا یک عده‌اى راه بیفتند، بنا کنند علیه این و آن شعار دادن؛ نه، بنده با این کار هم مخالفم. اینکه شما یک نفر را به عنوان ضد ولایت، ضد بصیرت، ضد چه، مشخص کنید، بعد یک عده‌اى راه بیفتند علیه او  شعار بدهند، مجلس را به هم بزنند، بنده با این کارها هم مخالفم؛ این را من صریح بگویم. این کارهائى که در قم اتفاق افتاد، بنده با اینجور کارها مخالفم. آن کارهائى که در مرقد امام اتفاق افتاد، بنده با اینجور کارها مخالفم. بارها به مسئولین و کسانى که میتوانند جلوى این چیزها را بگیرند، تذکر داده‌ام. آن کسانى که این کارها را میکنند، اگر واقعاً حزب‌اللّهى و مؤمنند، خب نکنند. مى‌بینید که تشخیص ما این است که این کارها به ضرر کشور است، این کارها به نفع نیست. با احساساتشان راه بیفتند اینجا، آنجا، علیه این شعار بدهند، علیه آن شعار بدهند؛ این شعاردادن‌ها کارى از پیش نمیبرد. این خشمها را، این احساسات را براى جاى لازم نگه دارید. در دوران دفاع مقدس اگر بسیجى‌ها میخواستند همین طور بروند یک جائى، طبق میل خودشان حمله کنند، که خب پدر کشور در مى‌آمد. نظمى لازم است، انضباطى لازم است، مراعاتى لازم است. اگر چنانچه به این حرفها اعتنائى ندارند، آنها که خب حسابشان جداست؛ اما آن کسانى که به این حرفها اعتناء دارند و مقیدند که برخلاف موازین شرع حرکت نکنند، باید مراقبت کنند، از این کارها نکنند.
 البته ملت ایران به لطف الهى، به هدایت الهى، ملت بصیرى است. من به شما عرض بکنم جوانها ! آن روزى که ما نیستیم و شما هستید، بدانید آن روز ملت ایران وضعش، افقش، زندگى مادى و معنوى‌اش، بمراتب از امروز بهتر خواهد بود. حرکت ملت ایران به سمت روشنى است، افقها روشن است. ما یک قدرى باید مراقب خودمان باشیم.
 از خداوند متعال هم باید کمک بگیریم؛ از ارواح طیبه‌ى شهدا و روح مطهر امام هم باید کمک بگیریم. ان‌شاءاللّه دعاى حضرت بقیةاللّه الأعظم (ارواحنا فداه) شامل حال ما و شما بشود.
    والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته‌

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۱/۱۱/۲۹
ایمان صفرآبادی

نظرات  (۱۷)

به این میکن نداشتن تدیر دربین روسای قوا والبته نمایندکان مجلس متاسفانه دیکر کسی به فکر وحدت کشور وصلاح ملت نیست همه به دنبال اینن که کرسی قدرت رو از دست ندن اینکه به همدیکه ثابت کنن حرف اونا بیشتر به کرسی میشینه حلاصه بحث سر همین کرسیه ست و تاریخی که دوباره و صدباره تکرار میشه ولی ای که فریاد میزنه و مدعیان بیرویش کوشهاشون محکم کرفتن وسر شان را به نشانه اطاعت خم کردن
سلام.......
نظری ندارم
فقط خواستم بگم خوندم.
و اینکه ممنون از اینکه به روز کردید...
کی گفته رهبر عقل کله که احمدی نژاد یا هر کس دیگه باید در مقابلش عذر خواهی کنه .
این مسائل بازیه تو بازی نخور
پاسخ:
فعلا که شما بازی خوردی آقا سید
۰۵ اسفند ۹۱ ، ۲۱:۲۰ میثم امیری
سلام.
همان بهتر که حرف‌های رهبر درباره‌ی امنیّتِ اجتماعی یا مفاهیمی از این دست بُلد نشد. اصلاً همان بهتر که مفهومی از حرف‌های رهبر بُلد نشود. ما سرِ باقی حرف‌های رهبر که بُلد شده بود چه غلطی کردیم و چه کَهی (یا همان کاه)ی خورده بودیم. اصلاً رهبر برای چه کَس یا کسانی این‌ها را می‌گوید. به مسئولین! من با حرفِ احسان موافق‌ترم. مسئول در این مملکت مسئول شده تا با ادبیّاتِ رهبر بازی کند! بعد توی می‌گویی آبِ بصیرتِ روی آتشِ فتنه بریزد... مردِ حسابی زنگ بزن 124 آتش‌نشانی بیاید...
پاسخ:
شما احسان رو نمیشناسی نفهمیدی چی گفته وگرنه نمیگفتی موافقم.
بعدشم آخه عامل ب من کی گفتم حرف رهبر بُلد بشه؟ من میگم آقایون عمل کنن دنبال این نباشند که رهبر برای تک تک موارد مصداق تعیین کند بعد بگن چشم ما مطیعیم اینجوری همش دارن از رهبر مایه میزارن...
چرا اینقدر عصبانی هستی؟
۰۷ اسفند ۹۱ ، ۰۲:۰۲ میثم امیری
ببین برادرِ من، عصبانیّتم از ضعیف بودن مطلبت نیست. اتّفاقاً مطلبت قوی بود. برعکسِ باقی چرندیاتی که نوشته‌ای و توهّم‌هایی که داری، این مطلب خوب از آب درآمد. آن هم به خاطرِ آقا، این مطلبت درست است. اگر من هم بخواهم پایِ مطلبی که «پر از خشم و ناراحتی » است کامنت بنویسم و آن مطلب را درست بدانم، باید ناراحت باشم. قدت دراز است، فکر به کلّه‌ات نمی‌رسد. بینِ راه هرز می‌رود. حرام می‌شود. آقای دیلاق، یک بار هم از مطلبت تعریف کردیم، ناراحت شدی. در ضمن، من با مطلبت مخالفت نکردم، در این که با صحبت‌های رهبر بازی‌بازی می‌شود با احسان موافق‌ترم، نگفتم با تو مخالفم. اصلاً هم مهم نیست احسان چه منظوری دارد. بلکه مهم این است که با حرف‌های رهبر بازی می‌شود. ضمن این که من از لحنِ احسان فهمیدم منظورش چیست. ولی از ایده‌اش طلبِ خیر کرده‌ام. تو هم از این غلط‌ها بکن. یعنی از ایده‌ها استحسان کن. ولو ایده‌ای که می‌دانی راه به منزلِ کج می‌برد. در ضمن با جوابِ بی‌ربط و ترسویی که دادی گند زدی به مطلبت. وقتی خودت داری حرف‌های رهبر را بُلد می‌کنی، چطور زیرش می‌زنی. تو خودت داری حرفِ آقا را بلد می‌کنی، بعد می‌گویی من کی گفتم حرفِ آقا بلد بشود. آخر مردِ ناحسابی اگر حرف بلد نشود، که دیده نمی‌شود. کامنتِ من در تأیید مطلبت بود باهوش. من با مهندسی معکوس یا روشی که مخصوص خودم است، باهات موافقت کردم. چون عقلت ناقص است، باید بیشتر توضیح بدهم. (البته عقل همه‌ی ما ناقص است!) مثلاً فرض کن یکی بهت می‌گوید چرا وزارت علوم وام‌ها را زیاد نمی‌کند. بعد تو می‌گویی همان بهتر که زیاد نکنند، چون ممکن است هزینه‌ی غذا را هم بالا ببرند. اگر دو زار منطق خوانده باشی می‌فهمی که داری با طرفِ مقابلت (ترجیحاً به شدّت مذکّر) موافقت می‌کنی. ضناً این عاملِ ب را هم یک بار جداگانه توضیح بده. مردم باید بدانند منظورت چیست! خوش باشی برادر. یک کم تلاش کن فهمیده‌تر باشی. به قولِ آقای پناهیان این قدر ساده نباش، یک مقدار راه‌راه باش.

داش ایمان و بقیه رفقا من نه مهندسی معکوس بلدم نه اینکه مخالفتم را با گفتن موافقم جواب بدم . اگر قرار به فلسفه چینی و حرف های قلمبه سلمبه باشه شما استاد
ولی مشکل من بازی خورده و خیلی بازی خورده های دیگه اینه که تو ایران آزادی بیان هست ولی آزادی پس از بیان نیست .
به زبان ساده داداش جون ما می ترسیم که حرف بزنیم .
رفقا تا حالا ته گونی را دیدید !!!!!!!!!!!!!!!!
سلام
جناب امیری مودب باشید...هرکسی حق داره عقاید خودشو داشته باشه...یعنی استغفراله از خدا بالاتری ؟ خدا به بنده هاش اختیار و عقل داده!!!

آپدیت نمی کنید ؟؟؟
پاسخ:
تا آخر هفته اگه خدا بخواد آپ میکنیم.
چه جالب!!!الان دیدم یه سحر دیگه اومده نظر گذاشته! من که حرفی نداشتم! فقط مطالعه کردم!
اقا احسان حرفای جدید میزنی قبلنا جور دیکه ای فکر میکردی نکنه اینا م کار این عشق زمینیه
۰۸ اسفند ۹۱ ، ۱۹:۴۲ میثم امیری
به احسان:
خیلی بد است آدمِ پشت صحنه‌ی حرف‌هایش را بگوید. از این بایت متأسّفم. فکر کنم مقصّر آن جوابِ ایمان بود که باعث شد پشتِ صحنه‌ی حرف‌هایم را کمی توضیح دهم. ضمن طلبِ خیر کردن یک موضوعِ دینی است. اصلاً هم مذموم نیست، اتّفاقاً یکی از انسانی‌ترین بخش‌های دین است که حقیر با این عقل ناقصم می‌فهمم. همان طور که مهندسی معکوس مذموم نیست و همان طور که تأویل متن مذموم نیست.
به سحر (شماره‌ی یک):
شرطِ مؤدّب بودن در فضای مجازی انتشار کامل نام و نشانی و وب‌لاگ است. من چطور می‌توانم با کسی گفتگو کنم که اصلاً نمی‌دانم کیست و از کجا آمده! ولی محضِ جواب باید بگویم؛ به ایمان گفتم دیلاق. که یعنی قد بلند. گفتم خون به مغزش نمی‌رسد که خودش هم و هم علم تأیید می‌کند. گفتم مردِ ناحسابی، چون ناحساب حرف زده. گفتم باهوش، که یعنی آدمِ نَسَنج... توهینی نمی‌بینم. ضمناً خدا به انسان‌ها اختیار و عقلِ ناقصی داده است. عقلِ همه‌ی ما ناقص است. چون عقل همه‌ی ما ناقص است، با هم گفتگو می‌کنیم و این ناقصی‌ها را به هم گوشزد می‌کنیم. اگر قرار بود هر کس عقایدِ خودش را داشته باشد، چه نیازی بود آدم‌ها با هم حرف بزنند؟ آدم‌ها من جمله شما. اگر قرار بود هر کس عقاید خودش را داشته باشد چرا شما برای من کامنت نوشتید و به من امر می‌کنید که مؤدّب باشم؟ چون می‌خواهید عقیده‌ای را در من تغییر بدهید. اگر قرار بود من اختیار و عقلِ خودم را داشته باشم و این عقل و اختیار را برای خودم کامل بدانم، جناب‌تان بیکار نبودید که بیایید و به من توصیه‌ی اخلاقی کنید!
به ایمان:
این آیه‌ی قرآن را تازه زیرِ آن عکسِ بالماسکه‌ای چشم‌درشتِ مهربانت دیدم. مردِ ناحسابی یک آیه از قرآن زدی، با این ترجمه که پر از غلط‌ها نگارشی و ویرایشی است. درست کن این آیه را. جمع کن خودت را. مثلاً ببین ترجمه‌ی 50 سال پیش الهی قمشه‌ای چقدر از این ترجمه جلوتر است: و تو (ای رسول) اگر پیروی از اکثر مردمِ روی زمین کنی، تو را از راهِ خدا گمراه خواهند کرد که اینان جز از پیِ گمراهی نمی‌روند و جز اندیشه‌ی باطل و دروغ چیزی در دست ندارند.
پاسخ:
ترجمه من ترجمه مکارم است و فکر نمیکنم غلط باشد.
۰۹ اسفند ۹۱ ، ۰۰:۰۷ میثم امیری
به ایمان:
ایمان جان، آقای داور، یک مقدار دقّت کن. به‌ویژه این که آیه‌ای که در پیشانی وبلاگت آورده‌ای، باید درست و خوش‌خوان ترجمه شده باشد. قبل از هر چیز باید بگویم، اینی که شما آورده‌ای ترجمه‌ی آقای مکارم نیست، ترجمه‌ی فولادوند است. خودِ ترجمه‌ای که شما آورده‌ای این است: «و اگر از بیش تر کسانى که در [این سر]زمین مى‏باشند پیروى کنى تو را از راه خدا گمراه مى‏کنند آنان جز از گمان [خود] پیروى نمى‏کنند و جز به حدس و تخمین نمى‏پردازند (۱۱۶)»
یکی این که از علایم ویرایشی -حتّی یک نشانه- در ترجمه استفاده نشده است. (بر خلافِ ترجمه‌ی آقای مکارم)
این ترجمه از فعلِ منسوخ و اشتباه «می‌باشند» استفاده کرده است. «می‌باشند» یک جعلِ نادرست بود، که الان با پیگیری‌های فرهنگستان و تأکید زبان‌شناسان آرام آرام از دایره‌ی نوشتاری خارج شده است. (که در ترجمه‌ی آقای مکارم به‌درستی از فعل هستند بهره گرفته شده است) و در پایان عبارت از فعل مرکب -باید بگویم من‌درآوردی- «به حدس و تخمین پرداختن» استفاده شده است که نأمانوس و اشتباه است. این در حالی است که متنِ آیه از فعل «یتبعون» استفاده کرده که به معنای «اطاعت کردن» است و نه به معنای «به حدس و گمان پرداختن»! (عجیب است چرا این ترجمه که کلّاً دو سطر هم نمی‌شود، این قدر اشتباه دارد!)
ترجمه‌ی خرّمشاهی بسیار سلیس است (چون ترجمه‌ی آقای مکارم از کج‌سلیگی خالی نیست. منظورم فقط بحثِ ادبی ترجمه است.) ولی به نظرم پاکیزه‌ترین ترجمه به آقای انصاریان برمی‌گردد. شاید اگر این را بگذاری از همه‌ی این‌ها، حتماً از این ترجمه‌ی مغلوطِ فعلی، بهتر است: «اگر از بیشتر مردم روى زمین پیروى کنى [و آرا و خواسته‏هایشان را گردن نهى] تو را از راه خدا گمراه مى‏کنند؛ آنان فقط از خیال و پندار [که پایه علمى و منطقى ندارد] پیروى مى‏کنند، و تنها به حدس و خیال تکیه مى‏زنند.» این ترجمه در قیاس به این چند ترجمه‌ای که حقیر دیدم، خیلی بهتر است.
پاسخ:
انجام شد.
ممنون

سلام...کنکور چطور بود ؟
پاسخ:
اسم؟

حالا مثلا فکر کردی من الان اسم واقعیمو میکم
پاسخ:
خب نگو.
حالا جواب سوالم؟
پاسخ:
حالا فکر کردی من جواب واقعی خودم رو مینویسم:))
سلام
به روز کنید
مطلب بهاری بگذارید
بهار آمد بهار مشک بار آمد
نگار آمد نگار...
کنکور چطور بود داش ایمان
یه سوال ساده اینهمه اطلاعات بازی می خواد رفیق
پاسخ:
کیک هایی که دادن کیفیتش خوب نبود.
ساندیسم که ندادن.
من که نخونده بودم به امید همین ساندیس ها رفته بودم.
عزیز دل. من در جامع نه آرامش روانی میبینم و نه امنیت روانی که برای یک مسله مهم بخواد از دست بره. تازه این برای منیه که دوستدار نظام اسلامی هستم. وای به حال بقیه...

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
تجدید کد امنیتی