اسفار صفر

وبلاگ شخصی ایمان صفرآبادی فراهانی

اسفار صفر

وبلاگ شخصی ایمان صفرآبادی فراهانی

اسفار صفر

وَإِن تُطِعْ أَکْثَرَ مَن فِی الأَرْضِ یُضِلُّوکَ عَن سَبِیلِ اللّهِ إِن یَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ یَخْرُصُونَ ﴿۱۱۶﴾

«اگر از بیشتر مردم روى زمین پیروى کنى [و آرا و خواسته‏هایشان را گردن نهى] تو را از راه خدا گمراه مى‏کنند؛ آنان فقط از خیال و پندار پیروى مى‏کنند، و تنها به حدس و خیال تکیه مى‏زنند.» (۱۱۶)
سوره انعام

دنبال کنندگان ۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی

یا حکیم

امشب شب تولد عشق است.شب تولد امام ما.شب تولد سیدالشهدا(علیه السلام).شب دیدنی است.

پرونده:InsideImamHusaynMosqueKarbalaIraqPre2006.JPG

داشتم از خوابگاه دانشگاه به سمت خونه (یعنی از نوک شهر به سمت قوزک پای شهر یا یه جایی همون ورا) میرفتم.نوک شهر که خبری نبود(البته من از یه جایی انداختم توی مدرس و گازشو گرفتم).بعدشم از حافظ و بعدم از وحدت اسلامی همینطور میرفتم پایین.تا اینکه پیچیدم توی ابوسعید.یک دفعه ریسه ها و نورشون منو گرفتن.نمیدونم چرا(با اینکه میدونستم چه شبی است) فکر کردم شب نیمه شعبانه.سریع زدم کنار خیابون و یه لیوان شربت گرفتم و راه افتادم.یه دفعه یادم اومد شب سوم شعبانه.بعد به این فکر کردم که نیمه شعبان کجام.فهمیدم اگر خدا بخواد کجا هستم نیمه شعبان.

چند وقت پیش مثل همین حالا وضع و اوضام خیلی خراب بود(هست هنوز).گناه پشت گناه و نماز صبح هایی که قضا میشد(میشه) و هیچ لذتی از نماز و ...

تا اینکه یه روز صبح صدای اس ام اس منو از خواب بیدار کرد.دقیق ۴ صبح.محتوای اس ام اس این بود:

اسامی کسانی که برای اردوی پیاده به سمت کربلا در قرعه کشی برنده شده اند.فلانی و بهمانی و اینیکی و اونیکی و... و ذخیره ها این دوست و اون دوست و ایمان صفرآبادی فراهانی.دوستان تا فلان تاریخ بهمان کار رو بکنن و غیره و ذالک.

منو میگی.چشمام چهار تا شده بود.دو سه بار دیگه متن رو خوندم.باورم نمیشد.آخه من که ثبت نام نکرده بودم.(بعدا فهمیدم اسمم توی لیستی بوده همینطوری گفتن بزار از توی این لیست هم یکی رو در بیاریم).حسابی ذوق کردم.و این دفعه نماز صبحم قضا نشد

و تاریخ رفتن ما هم یه طوری گذاشتن که اگر خدا بخواهد نیمه شعبان در جوار امام باشیم یعنی کربلا.

برگردیم توی ماشین.بله پشت چراغ قرمز چهار راه لشگر بودم که یادم افتاد ۳ سال پیش به ماه کامل نیمه شعبان خیره شده بودم.با سری که با تیغ تراشیده بودم.ماهی که در شب نیمه شعبان بر فراز کعبه دیدنی تر شده بود و من آن شب قول های زیادی دادم به خدا.درست زیر ناودان طلا. در لباس احرام.بدنم را چسباندم به کعبه و به خدا قول هایی دادم که تا حدودی در یادم است.یعنی نبود. ولی درست پشت چراغ قرمز چهار راه لشگر یادم آمد که چه گفتم زمانی که از دنیا هیچ با خود نداشتم جز دو تکه لنگ سفید و نه حتی مویی.

و یادم رفت. یادم رفت که چه قول هایی دادم.

و حالا باز هم نیمه شعبان شاید در کربلا باشم.

اما با چه رویی؟خدا باز هم به من شانسی بزرگ میدهد؟

هر نفس ما شانسی بزرگ است که از سر لطف و کرمش میرسد اما من نمیفهمم.

خدایا من رو ببخش.شرمنده ام.میدونم باز هم شرمنده خواهم شد. شاید مولایم پادرمیانی کند و نجاتم بدهد.خدایا بخواه تا نیمه شعبان را در جوارش باشم.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۱/۰۴/۰۳
ایمان صفرآبادی

خاطره

کربلا

نظرات  (۱۶)

۰۳ تیر ۹۱ ، ۲۱:۵۳ دنیای قشنگ نو
آدم باید غم‌هایش را بردارد
برود یک گوشه‌ای بمیرد
یک گوشه از عالم
که شش گوشه دارد
شش گوشه برای جان دادن
سلام....خوب هستید....تبریک میگم...هم این ایام فرخنده و پر از ولادت رو و هم سعادتی که نصیبتون شده....خوشا به سعادتتون....التماس دعای فراوان....
برای من خیلی دعا کنید....خیلی محتاجم....خیلی.....ممنونم.....
سفر بی خطر باشه....
خدا ارحم الراحمینه....می دونه ما بنده های خطاکاری هستیم...نگران نباشید....
خدا همیشه به بنده هاش شانس میده....همیشه....همیشه...
التماس دعا
و
حلالیت و اینا !
خیلی نا مردی تنها میری .
نه / خیلی کم لطفند که اسم من را از توی یه لیستی همین جوری در نیاوردند
نه/ اصلا خیلی بدبختم من .
تو برو
ما هنوز با چشمان کور به آسمان نگه می کنیم
تو برو
ستاره ما شوم هست
ما را برای حسرت ساخته اند
تو برو
پاسخ:
همونطور که قبلا هم گرفتی.
سلام...
حالا کی تشریف می برید؟؟
راستی اهل نماز شب هستید ؟
سفرتون بی خطر باشه...
التماس دعا...
پاسخ:
محتاجیم به دعا
سلام اقای صفر ابادی فقط نمیدونم این پیام قبل رفتن میخونید یا نه اما کربلا بین الحرمین یا وقتی دارید بین نجف و کربلا پیاده میرید دلتن شکست بگید اقا یکی هم هست که ادعا داره عاشقته دوستت داره فقط ادعا اما مدعی هم طلب داره بگو شما که براتون کاری نداره بین این همه خوبا ی بد هم راهی کنید دلم بد جور کربلا میخواد
خیلی دعا م کنید وقتی مناجات شعبانیه رو خوندید . برایتان معرفت را در سفر دعا میکنم
۰۸ تیر ۹۱ ، ۱۱:۴۹ مهتاب خانوم
واییییییی
خدانگه دار
خدانگه دار
ایشالا کمال استفاده رو ببری:)
اللهم عجل لویلیک الفرجمیدانمـ روزیــــــ تو میـ آییــــــــ

بهـ امید آمدنتـــــــــــ ـهر روز

در شهــــــــــر سرگردانمــــــ .....

اللهم عجل لویلیک الفرج
ما را به کربلا بردند؛

تا بدانیم هنوز به ما امیدی هست..
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
این شرح حال شماس
مارو که تا مشهد هم نمی برن ..
پاسخ:
گاهی ازدیاد نعمت نشانه این است که دیگر حجت بر ما تمام است.
۱۱ تیر ۹۱ ، ۱۵:۲۸ ایوان ایلیچ
سلام
زیارت قبول :)
روزتون مبارک :دی
۱۴ تیر ۹۱ ، ۱۱:۵۱ ایوان ایلیچ
چرا نمیاید؟

:(
۱۴ تیر ۹۱ ، ۱۱:۵۶ ایوان ایلیچ
این از امام صادق روایت شده:
چون از نزد ِ قبر ِ حسین(ع)بازگشتی،نداکننده ای تو را ندا می دهد که اگر آن را می شنیدی،تمام عمر را نزد ِ قبر ی شریف ِ حسین(ع)اقامت می گزیدی.آن منادی می گوید:خوشا به حال ِ تو ای بنده ی خدا که سود ِ فراوان بردی و به سلامت در دین دست یافتی.عمل از سر بگیر که گناهان ِ گذشته ات آمرزیده شد...
۱۵ تیر ۹۱ ، ۱۱:۳۳ ایوان ایلیچ
سلام
کجایید؟
بیاید دیگه
عیدتون مبارک (:
سلامم
می دونید الان چون تو شرکت هستم نمی تونم گریه کنم. ولی ته دلم یکی داره زار می زنه!
می دونید چرا؟
چون تا الان 6 دفعه تا دقیقه نود فکر می کردم انقدر لیاقت دارم که امام حسین صدام کرده و بعد فهمیدم ،. . . .
خوش به حالتون!
همین .
خوب بچه تهران باشی و خونه داشته باشی و ماشین هم داشته باشی و خوابگاه هم بگیری شانس دیگه ! نیست ؟ حالا بگو مکه رو چطوری رفتی ؟؟ اونم شانسی بود ؟
ببینم احیانا عضو فعال بسیج نیستید شما ؟ اخه اینطور ادما بیشتر شانس میارن

خدا شانس بده البته قبلش باید به دستمال ابریشمی بده !!!!.
ولی یه روزی خدا به آدمایی که دستشون از دنیا با وجود حیات کوتاست شانس میده اون روز روزی که طاغوتیا و فرعونیا مردن انشاالله
پاسخ:
سلام.
اول اینکه من بچه تهران نیستم و این جور وصله ها به من نمیچسبه :)
دوم اینکه اگر من در خوابگاه باشم یا نماز را در کنار دوستانم در خوابگاه بخوانم به آن معنی نیست که خوابگاهی هستم و در آنجا زندگی میکنم.
سوم اینکه من هیچ وقت عضو غیر فعال بسیج هم نبوده ام چه برسد به فعال اما افتخار میکنم که دوستان پاک و صادقی دارم که همگی از اعضای بسیج هستند هر چند با آنها اختلاف نظر دارم. من به دوستی با آنها افتخار میکنم.
چهارم اینکه من با روابطی که دارم اگه دست به دستمال بودم 21 ماه در نیروی زمینی ارتش سرباز نبودم و حداقل در یکی از سازمان های وابسته سپاه سربازی را میگدراندم.
یا علی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی