اسفار صفر

وبلاگ شخصی ایمان صفرآبادی فراهانی

اسفار صفر

وبلاگ شخصی ایمان صفرآبادی فراهانی

اسفار صفر

وَإِن تُطِعْ أَکْثَرَ مَن فِی الأَرْضِ یُضِلُّوکَ عَن سَبِیلِ اللّهِ إِن یَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ یَخْرُصُونَ ﴿۱۱۶﴾

«اگر از بیشتر مردم روى زمین پیروى کنى [و آرا و خواسته‏هایشان را گردن نهى] تو را از راه خدا گمراه مى‏کنند؛ آنان فقط از خیال و پندار پیروى مى‏کنند، و تنها به حدس و خیال تکیه مى‏زنند.» (۱۱۶)
سوره انعام

دنبال کنندگان ۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «آوینی» ثبت شده است

چند وقت پیش مطلبی با همین عنوان کار کرده بودم که اینجا است.این هفته مطلبی از استاد میرشکاک در مجله ای دیدم که قسمتی که میگذارم با آن مطلب فوق الذکر بی ارتباط نیست.

***

وما خریدارن شمایل سیدناالشهید و علاقمندان به وی، از سیاست زدگان و تعزیه گردانان احزاب سیاسی(پنهان و پس و پشت ادبیات پایداری)گناهکارتریم. 20سال است که آثار مختلف از آن جان تابناک در دسترس همگان قرار دارد، اما این سینه چاکان حاضر نیستند آرای وی را از زبان خود وی بشنوند و از اینها بدتر دانشجویان این وآن دانشگاهند که هر سال یکی دو مجلس یاد بود برای آن بزرگوار برگزار میکنند، اما به جای اینکه بنشینند و کتاب های آن عزیز را مطالعه کنند و با یکدیگر به نقد و تحلیل و تاویل آرای وی بپردازند به همان راهی میروند که قرن ها است عوام مردم آن را هموار کرده اند. دانشجویی که ترجیح میدهد مثل عامی بیسواد یا کم‌سواد پای سخنرانی این و آن مدعی یا فلان دکتر و بهمان نویسنده و منتقد بنشیند و نداند که آنچه میگویند اندیشه شهید آوینی است یا آراء و اهوای خود آنها لاجرم جز مشتی پرت و پلای متناقض دست آوردی نخواهد داشت. شگفت آور نیست اگر در فضای سیاست زده کنونی (که بر تنبلی فکری صورت قالب مردم مبتنی است) دانشجوی کاهل و بیزار از کتاب و اندیشه و تفکر از یکی بشنود که، آوینی سینه چاک دموکراسی و لیبرالیسم بوده است و از دیگری بشنود که خیر! هموارکننده فاشیسم بوده. و از آن دیگری که:اگر میماند امروز سبزی بود و از بهمانی که اگر میبود:اگر میبود به کمک کتک زن ها میشتافت و از فلانی که: خیر! از کتک خورها بود و ...

یوسفعلی میرشکاک

پ.ن: روی کتابخانه ام این عکس بالایی است.هر وقت نگاهش میکنم احساس میکنم شهید اخم کرده به من. و خب با این وضع اسف بار من غیر از این نباید باشد. تنها میتوانم از شرمندگی سرم را پایین اندازم و تنها شرمدگی با من است.

۱۷ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ ارديبهشت ۹۱ ، ۰۱:۲۴
ایمان صفرآبادی

قسمت آخر نقد مشهورات : جمهوری اسلامی را نمیگذارم.

اینکه بالاخره آخرش چی می‌شه رو آخر این متن خود شما متوجه می‌شوید.

متنی که بنده تحت عنوان "نقد مشهورات: جمهوری اسلامی" به نام خودم در این وبلاگ قرار دادم در واقع متن خودم نبود.بلکه کپی و پیست کامل یکی از مقالات نسبتا مشهور شهید سید مرتضی آوینی تحت عنوان "اسلامیت یا جمهوریت؟" بوده است. اینکه چرا عنوان نگارنده متن را نزدم دلیل داشت. یکی از دلایل عمده آن این بود که میخواستم ببینم که این‌همه از شهید آوینی تعریف و تمجید می‌کنیم، چقدر با آراء او آشنایی داریم؟ چقدر او را میشناسیم؟ آیا آوینی برای ما فقط یک فیلم ساز است؟ یک روایت فتح است؟ متاسفانه تنها دو نفر فهمیدند این مطلب از من نیست.که از این دو نفر تنها یک نفر متوجه شد مطلب از شهید آوینی است.

واقعیت این است که این ماجرای غم انگیز که ما افراد و نظراتشان را نمیدانیم و از دور و با جوزدگی از کسی تعریف میکنیم یا از او انتقاد میکنیم، فقط مربوط به شهید آوینی نیست. ما حتی با امامان خود هم چنین رفتاری میکنیم و به قولی امامان ما در زندگی ما لب طاقچه اند برای تزیین زندگی ما به عنوان یک شیعه.این مساله دردناکی است که متاسفانه نه تنها جامعه کلی ما بلکه جامعه علمی ما نیز به آن مبتلا هست. تنها اشاره می‌کنم به جوی که علیه دکتر داوری اردکانی چند سال پیش حتی در جوامع علمی به راه افتاد که ایشان را نظریه پرداز خشونت می‌خواندند!!!

اینطور ما شهید آوینی را شهید می‌کنیم، شهید مطهری را شهید می‌کنیم،امام خمینی را هم شهید کرده‌ایم.

خود بخوان حدیث مفصل...

و من الله الحق

پس‌نوشت:

1. از همه بابت اینکه از اول اسم اصلی نگارنده مقاله را ننوشتم معذرت میخواهم.

2. برای خواندن کامل مقاله یک جستجوی ساده در گوگل کافی است.

3. این کار من دلایل دیگری هم داشت که گفتن آن برای من و شما سودی ندارد.

 

۹ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ دی ۹۰ ، ۰۰:۱۹
ایمان صفرآبادی