اسفار صفر

وبلاگ شخصی ایمان صفرآبادی فراهانی

اسفار صفر

وبلاگ شخصی ایمان صفرآبادی فراهانی

اسفار صفر

وَإِن تُطِعْ أَکْثَرَ مَن فِی الأَرْضِ یُضِلُّوکَ عَن سَبِیلِ اللّهِ إِن یَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ یَخْرُصُونَ ﴿۱۱۶﴾

«اگر از بیشتر مردم روى زمین پیروى کنى [و آرا و خواسته‏هایشان را گردن نهى] تو را از راه خدا گمراه مى‏کنند؛ آنان فقط از خیال و پندار پیروى مى‏کنند، و تنها به حدس و خیال تکیه مى‏زنند.» (۱۱۶)
سوره انعام

دنبال کنندگان ۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی

در اینجا نقد ها و نظرات خودم را در مورد هنر به خصوص سینما و فیلم ها مینویسم


تاریخ 1392/12/2

بی‌خود و بی‌جهت

به نظرم نه بی خود بود و نه بی جهت. هم فیلم نسبتا خوبی بود(فارق از محتوی) هم جهت داشت. بهترین فیلم کاهانی همین بود از نظر من. 7.5 از 10

دره من چه سر سبز بود

فیلم خوبی بود که  حین تماشا متوجه گذشت زمان نمیشدم. خیلی جذاب بود. نمیدونم این تیپ فیلم ها چه چیزی دارند که آدم رو جذب می‌کنند. شاید یک حسرتی که در تمام ما هست. 8.5 از 10

آماکادور

فیلم ضعیفی بود از فلینی. اگر میخواهد دغدغه های دوران نوجوانی را نمایش بدهد هچ لزومی ندارد این قدر بی پرده باشد. اگر میخواهد بحران خانواده را نشان بدهد این همه لخت و عور بودن لزومی ندارد. 4.5 از 10

رسوایی

برای ده نمکی پیشرفت بود. از 7.5 از 10

تهران 1500

ضعیف 4 از 10

حوض نقاشی

خیلی خوب بود.در یک جمله نمیتونم ازش صحبت کنم. کاش دو شه جا دست کارگردان از فیلم مثل شاخ کرگردن بیرون نمیزد. 8 از 10


تاریخ 1391/10/7

جشنواره عمار

دلباخته


راجع به جشنواره عمار فقط میتوانم بگویم بدیع، جالب و غریب و البته قریب

خیلی بد موقع شروع شد برای من، درست در اوج شلوغی کارهام

امشب یک ناخنکی بهش زدم و به آخرین نمایش روز رسیدم

فیلم مستند دلباخته مربوط به زندگی شهید ناصری یکی از دیپلمات های شهید شده در کنسولگری ایران در مزارشریف بود.

مستند جالبی بود.هرچند استقبال خوبی نشده بود و شاید البته اکران ساعت نه و نیم شب باعث شده بود.

جشنواره عمار برای من مثل هیئت بود، جالب و خودمانی.


تاریخ : 1391/9/30

فیلم سینمایی: یک عاشقانه ساده

به شدت ضعیف.فضا سازی و شخصیت پردازی بسیار مبتدیانه.اصلا در حدی نبود که بشه نقد کرد. از دقیقه 10 تا پایان فیلم اذیت میشدم.روستاش اصلا روستا نبود گریم ها هم.لباس زنان هم بیشتر شبیه به لباس های مد مانتو بود.

تنها شخصیتی که درست دراومده بود شخصیت دختر صفر(ملیکا شریفی نیا) بود.دلیلش هم این بود که تنها شخصیتی بود که قرار بود کاریکاتوری از قشر اجتماعی باشه و شده بود و بقیه نمیخواستند کاریکاتور باشند ولی کاریکاتورهای مسخره ای شده بودند.

بازی ها هم بسیار ضعیف بود(به جز نقش دختر صفر و شاطر).

به این فیلم از 10 به زور 1.5 میدم.

از سامان مقدم بعید بود.


تاریخ :1391/9/25

فیلم سینمایی: زندگی خصوصی آقا و خانم میم
فیلم دارای خط داستانی درستی نیست و اینکه یک خانواده از شهرستان می آیند تهران برای کار شوهر ومعلوم نمی شود چطور این شرکت مثلا حرفه ای که محسن(فرخ نژاد) را برای مدیریت فروش خود انتخاب کرده چرا اینقدر الکی است که یک زن بی تجربه(یعنی همسر محسن) را برای طراحی جشن خود انتخاب می کنند و چطور است که محسن بعد از گرفتن حکم خود همه اش در هتل وقتش را به بطالت میگذراند و بسیاری از این چرا های بی جواب دیگر.
بازی حاتمی کیا هم اصلا خوب نبود و بیشتر برای تبلیغ از حاتمی کیا استفاده شده بود.
فیلم در خانواده ای اتفاق می افتد که در برزخ است و اینکه همه زمان فیلم،خانواده در هتل ساکن است نشانه جالبی برای این امر بود و نشانه نوعی دوران گذار در جامعه است که فیلم قصد انتقال آن به مخاطب را دارد.در این خانواده چند چیز باعث اشکال میشود و شاید اگر بخواهیم این خانواده را در چند کلمه کلیدی توصیف کنیم این کلمات مناسب باشد:عدم اعتماد،تعریف نشدن روابط،تعریف نشدن حجاب و عدم مسوولیت پذیری پدر خانواده.
محسن فردی است که در روابط خود با جنس مخالف چندان مراقب نیست و به راحتی با زنان دیگر عکس دو نفری میگیرد و روابط آزاد را برای خود دوست دارد و در مواجهه با شرایط جدید از همسرش هم میخواهد که مثل زنان دیگر باشد و به خودش برسد و آرایش کند و... اما تاب و تحمل همین روابط را با همسرش ندارد و در این میان فیلم بی رحمانه محسن را به دلیل شکاک بودن محاکمه میکند(البته در اینجا به اندازه فیلم قرمز بیرحم نیست).
 
نمیخواهم فیلم را بیشتر نقد کنم فقط 3 نکته :
1. نگاه فیلم به مساله حجاب و غیرت جالب است و رفتار متعارض آقا و خانم میم نشان دهنده این مساله است.البته با توجه به همان نشانه های دوران گذار در فیلم فکر نمیکنم نگاه فیلم به سمت محکومیت بد حجابی باشد و بیشتر غیرت را در این دوران عنصری مزاحم میبیند که باید محاکمه شود که در سکانس ما قبل پایانی فیلم میشود.
2.سکانس پایانی فیلم در منطق روایتی فیلم کاملا گنگ و نا به جاست و تنها 3 نشانه داشت که شاید کارگردان به دنبال آنها بود: اول از هم پاشیدگی خانواده ای که در سکانس اول شرایط خوبی داشتند، دوم تغییر شخصیت زن از انسانی مطیع ، خوددار و دارای حیا به زنی بی حیا و جسور که در حضور پسرش طوری حرف میزند که انگار کسی آنجا نیست.سوم وضعیت فرزندان طلاق و یا بهتر است بگوییم جامعه فردا از نظر فیلم، که بی پناه در خیابان رها میشود
3. نشانه گذاری ها در این فیلم بسیار زیاد و اعصاب خورد کن بود مثلا استفاده از عروسک و پارچه های خونی در حمام و دستشویی اتاق خیلی جلف و بد بود.
 در مجموع از 10 به این فیلم 5.5 میدهم

نظرات  (۳)

۳۰ آذر ۹۱ ، ۱۹:۳۷ میثم امیری
سلام.
2 را من هم نفهمیدم... فیلمی است که تو بیش‌تر از من فهمیدی... این برای تو حسن نیست. چون من دوست دارم با لذّت فیلم را کشف کنم نه با نشانه‌شناسی و حواس‌جمعی. تو روحت آدمِ با سواد.
۱۳ دی ۹۱ ، ۲۳:۱۴ میثم امیری
ای کاش به جشنواره عمّار نمره می‌دادی.
پاسخ:
به یک جشنواره با دیدن یکی دوتا فیلم نمیتونستم نمره بدم.
سلام
که بی خود و بی جهت خوب بود!
باشه...
باید با هم صحبت کنیم!
یاعلی

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
تجدید کد امنیتی