اسفار صفر

وبلاگ شخصی ایمان صفرآبادی فراهانی

اسفار صفر

وبلاگ شخصی ایمان صفرآبادی فراهانی

اسفار صفر

وَإِن تُطِعْ أَکْثَرَ مَن فِی الأَرْضِ یُضِلُّوکَ عَن سَبِیلِ اللّهِ إِن یَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ یَخْرُصُونَ ﴿۱۱۶﴾

«اگر از بیشتر مردم روى زمین پیروى کنى [و آرا و خواسته‏هایشان را گردن نهى] تو را از راه خدا گمراه مى‏کنند؛ آنان فقط از خیال و پندار پیروى مى‏کنند، و تنها به حدس و خیال تکیه مى‏زنند.» (۱۱۶)
سوره انعام

دنبال کنندگان ۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مردم» ثبت شده است

یا حکیم

فیلم رسوایی مسعود ده نمکی فیلمی نبود که من بخواهم در موردش بنویسم. اما نگاه این فیلم به مردم در کنار فیلم پذیرایی ساده باعث این نوشتار بوده است.

اول از همه تکلیف خودم رو با چند مساله روشن کنم. اینکه از طرفی میگویند ده نمکی فیلم فارسی میسازد و از طرفی او را با مخملباف مقایسه میکنند به نظر من پارادوکس است. نمیشود هم مثل مخملباف بود و هم فیلم فارسی ساخت. ده نمکی (حداقل در این فیلم) دو وجه شباهت به مخملباف دارد. یکی اینکه هر دو در سینما روضه میخوانند و دیگر اینکه هر دو فیلمشان ضدمردم است. تفاوت عمده این دو در فیلم سازی هم این است که مخملباف وقتی روضه میخواند دیگر فیلم نمیسازد چیزی میسازد که اسمش را میتوانی فیلم بگذاری ولی روضه است وبس،ولی ده نمکی فیلم میسازد و حداقل اینقدری هست که برای کوبیدنش میگویند فیلم فارسی است. اگر کسی فیلم فارسی میسازد که دیگر شبیه مخملباف نیست. مخملباف فیلم فارسی هم نمی ساخت.

دیگر اینکه مقایسه قبح شکنی ده نمکی و جیرانی در سینما هم درست نیست. دوستی میگفت که اگر به خاطر قبح شکنی فیلم جیرانی و یا گشت ارشاد به خیابان ها میریزند باید برای این فیلم هم بریزند. من با این حرف کاملا مخالفم. چون قبح شکنی این دو در یک سطح و یک شکل نیست.(البته من با این رویکردهای حزبی به سینما مخالفم). این رو الان بازش نمیکنم.

اما اصل بحث من برمیگردد به اینکه فیلم ضد مردمی چه فیلمی است. توهین به مردم کجاست؟ "پذیرایی ساده" ضد مردمی است یا "رسوایی" و "زندگی با چشمان بسته" ؟

ضد مردمی این نیست که مردم را بی چیز و ندار نشان بدهی. ضد مردمی این نیست که مردم خالی از ارزش نشان بدهی. ضد مردمی این نیست. این پله بعد از بی مردمی است این پله بعد از "پله آخر" است. این مرحله قبل از ضد مردمی است. این جایی است که شما مینشینی و فلسفه اخلاق میبافی از خودت و این پله اول ضد مردمی بودن است. این فلسفه بافی است. این فلسفه بافی اخلاق بی اخلاقی است. این اخلاق بی پایه اومانیستی است که با بی مایگی خود به تفسیر بی اخلاقی میپردازد. این ضد مردمی نیست، اصلا کاری به مردم ندارد. این چیزی است که در پذیرایی ساده درآمده و ما به آن گفته ایم ضد مردمی.   و پذیرایی ساده در برابر رسوایی باید سرش را بالا بگیرد که ضد مردمی نبود و این انگ را در پیشانی گرفت، اما رسوایی ضد مردمی بود و در تیتراژش قرآن و اذان پخش کرد.

اما ضد مردمی چیست؟ چرا من به رسوایی و زندگی با چشمان بسته و خیلی دیگر از فیلم های ایران انگ ضدمردمی بودن میزنم؟

ضد مردمی این است که من مخاطب در فیلم پشت سر شخص اول بایستم. بایستم و ببینم که مردم در صورت شخص اول و در واقع من مخاطب تف می اندازند و از این مردم و شعورشان که در حد من مخاطب نیست بیزار بشوم. ضد مردمی این است که من مخاطب در کنار شخصیت اصلی فیلم پنجه در پنجه مردم فیلم بگذارم و آنها را در مقابل خودم ببینم و دلم بخواهد که بخاطر حماقتشان، خرخره شان را بجوم. ضد مردمی یعنی اینکه مردم در فیلم آنقدر احمق باشند که مردم در جایگاه مخاطب به خاطر حماقتشان از آنها بدش بیاید. ضد مردمی یعنی اینکه منِ مردم در سینما و پای فیلم با منِ مردم که در فیلم است دست به یقه بشوم و منِ مردم، منِ مردم را احمق بدانم و بدبخت و بد و آشغال. ضد مردمی یعنی مخاطب که خود مردم هستند ضد مردم باشند.یعنی منِ مردم که با یک بلیط از مردم در آمده ام و مخاطب شده ام به خودم اجازه بدهم بعد از فیلم بگویم مردم همینطورن، که مترادف جمله مردم همینطور اشغال هستند، است.

و این همه،رسوایی در 15 دقیقه پایانی هست. و زندگی با چشمان بسته در 1 ساعت پایانی هست و اخراجی ها 3 در تمام دقایقش هست و پذیرایی ساده اصلاٌ نیست. و ربطی ندارد که چند دقیقه از یک فیلم ضد مردمی باشد. همین که یک دقیقه اش باشد کافی است که ضد مردمی باشد. چون مردم را در برابر مردم قرار داده ایم. به مردم گفتیم آشغال، اما جرات نداشتیم خودمان بگوییم گذاشتیم مردم خودشان به خودشان بگویند آشغال.

پس نوشت1: با وجود تمام حرف هایی که زدم به نظرم رسوایی منهای 15 دقیقه آخرش از متوسط سینمای ایران بالاتر بود و از دو کار آخر ده نمکی هم بهتر بود. هرچند خیلی ده نمکی زده بود. یعنی اگه کسی نمیدونست فیلم مال ده نمکیه 10 دقیقه اول رو که میدید میفهمید سازنده این فیلم و "دارا و ندار" یکی هستند. ولی در مجموع به نظر من رسوایی فیلم خوبی بود و از دیدنش اصلا پشیمان نشدم و کلا نگاهم به شخص ده نمکی بعد از این فیلم مثبت تر شد.

پس نوشت 2: اینکه ده نمکی عکس آیت الله قاضی و حاج آقا دولابی رو در طراحی صحنه و کادر بندی پرت میکنه توی صورت مخاطب که یعنی این دو شخصیت لاحافدوز و شیخ مثلی از آن دو شخص والا مقام هستند هم خیلی توی ذوق میزد. کلا از این کارش خوشم نیامد.

پس نوشت 3: ظاهرا ده نمکی نفهمیده دوتایش باهم است. نمیشود امام داشت ولی آقا نداشت. این هم از توی طراحی صحنه اش بیرون زده.

۱۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۲ فروردين ۹۲ ، ۲۲:۲۰
ایمان صفرآبادی