اسفار صفر

وبلاگ شخصی ایمان صفرآبادی فراهانی

اسفار صفر

وبلاگ شخصی ایمان صفرآبادی فراهانی

اسفار صفر

وَإِن تُطِعْ أَکْثَرَ مَن فِی الأَرْضِ یُضِلُّوکَ عَن سَبِیلِ اللّهِ إِن یَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ یَخْرُصُونَ ﴿۱۱۶﴾

«اگر از بیشتر مردم روى زمین پیروى کنى [و آرا و خواسته‏هایشان را گردن نهى] تو را از راه خدا گمراه مى‏کنند؛ آنان فقط از خیال و پندار پیروى مى‏کنند، و تنها به حدس و خیال تکیه مى‏زنند.» (۱۱۶)
سوره انعام

دنبال کنندگان ۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی

کمربند جومونگ

يكشنبه, ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۱، ۰۹:۱۴ ب.ظ

یا حکیم

اول:

برای گرفتن چند نمونه خوس(یکی از صنایع دستی قدیمی جنوب ایران که بندهای زیبای دست بافی هستند که برای زیبایی لباس استفاده میشود) به یکی از روستاهای دور افتاده رفته ایم.اسم یکی از مدل هایش را میپرسم.

جواب : کمربند جومونگ.

دوم:

بعد از جلسه با جوانان روستایی دیگر پیرمرد جلو می آید و دست مرا میگیرد و بعد سریع کیفم را از دستم قاپ میزند.کمی مقاومت میکنم ولی به تجربه دوساله آشناییمان میدانم نمیتوانم از دستش در بروم.این پدر شهید و رزمنده قدیمی خیلی یک دنده است.کیفم را گرفته و به سمت خانه اش میرود و من میدانم باید شام را میهمانش باشم.

به درون خانه که میرویم داماد پیرمرد دارد تلویزیون نگاه میکند و تلویزیون دارد یک سریال کره ای نشان میدهد.پیرمرد انگار ناراحت شده است کنترل را میگیرد تا تلویزیون را خاموش کند.ناگهان یادش می افتد که ما میهمانش هستیم. با خنده همیشگی اش رو به من میکند و کنترل را به سمت من میگیرد و میپرسد: شما که تلویزیون نگاه نمیکنید؟؟

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۱/۰۲/۲۴
ایمان صفرآبادی

جهادی

منوجان

خاطره

نظرات  (۱۵)

گفتم کوتاه
ولی نه دیگه اینقدر
سلام
تهاجم فرهنگی و اینا!؟
شما بگو راه حلش چیه .. صدا سیمای خودمون اینارو میذاره. از اون طرف باز صدا و سیمای خودمون جلوی پخش برنامه هفتو می گیره .. پس ینی میتونه جلو اینارم بگیره
سلام.واقعا متاسف شدم. متاسفم برای این همه بیگانگی با فرهنگ. اون روستایی ها هم گناهی ندارند . اونها هم به سبک خودشون می خوان تبلیغات کنن.بی گناهن.می دونید جرم ما چیه؟ کاش اندکی از این هم زبان های خودمون در کشور افغانستان یاد می گرفتیم.یه کانال تلویزیونی زدن و جز فیلم ها و تبلیغات وطنی چیزی رو نشون نمی دن اما شما یک روز بشینید پای این شبکه یک خودمون ببینید تو پیام های بازرگانی تبلیغ چند قلم جنس خارجی رو می کنن!حالا دیگه این فیلم های افسانه ای کره ای بماند!
انگار نه انگار که ما رستم و افراسیاب و سیاووش داشتیم!فیلم های به درد نخور می سازن ولی حالا که اینقدر مردم ما داستانهای حماسی دوست دارن نمی کنن شهنامه بسازن. فقط انیمیشن هاشو درست کردن که اونم خیلی جالب نیست!
وقتی اسمشو بهتون گفتن عکس العملتون چی بود؟
http://www.paazh.com/shop/view_product.php?ProductId=162
پاسخ:
مشکل من با بد کار کردن ماست و اینکه تلویزیون به جایی رسیده که الان هست.متاسفانه
سری هم به کلبه محقر من بزنید.
فقط می تونم تاسف بخورم
شاید این شعر خیلی الان بی ربط نباشه
پدرم روضه ی رضوان به دو گندم بفروخت
نا خلف باشم اگر من به جو ای نفروشم
مصرع دوم به روایت دیگر:
من چرا ملک جهان را به جو ای نفروشم

حیف از این خوس های زیبا نباشه که همچین اسم بی مصمایی داشته باشه؟
واقعاً برای کسی که با اسم ساحل نظر داده متاسفم
نتیجه این افکار که متاسفانه هیچ اسم دیگه ای جز احمقانه نمی شه براش گذاشت می شه عقب موندن بیشتر و بیشتر کشور از همه دنیا (حتی عربا).
نمونه بارزش شرکتای خودرو ساز داخلی هستن که با همین طرز تفکر شماها، بدترین، بدترین و بدترین ماشینای دنیا رو می کنن تو حلق مردم.
آقا اگه مردم سریال کره ای نگاه می کنن دلیلش عقب موندگی فکری مردم نیس، دلیلش اینه که چیز دیگه ای پیدا نمیشه ببینن نمونش اینکه مردم وقتی که سریال مختارو نشون می داد همه می دیدنش چون بعد از مدت ها تلوزیون یه چیزی نشون می داد که قابل دیدن بود .
خانم یا آقایی که ادعای شهری بودن داری و با حرفت همون اول به شعور همه روستایی ها توهین کردی، اول فکر کن بعداً تایپ کن.
فقط به این فکر نکن که ادای روشن فکرا رو در بیاری و یه نظری داده باشی.
ایمان آقا از شما هم انتظار نداشتم نظر این آدما رو بذاری رو وبلاگت.
جالب بود ایمان جان

من همه ی میل هاتون رو چک می کنم .

ببخش جواب نمیدم
سلام
مثل همیشه عالی بود
واقعا این خودبیگانگی و دوری از اصالت و ریشه ی ما تا کجا میخواد ادامه داشته باشه
الله الاعلم
۲۵ ارديبهشت ۹۱ ، ۰۹:۳۱ بازرگان مدیسه
چرا رستم و سهراب ما جایگاهی در خانواده ها نداره؟
این میثم رو مخه
چه راحت برا دیگران تاسف میخورن!
آق میثم
تا حالا شده واسه خودت هم تاسف بخوری ؟
اگه فکر مخالف احمقانه است
فکر شما هم به نظر من احمقانه هست
اینجوری مثل خودت بی ادب بودن خوبه
از بقیه دوستان به خاطر بی ادبی خودم عذر خواهی میکنم
خودت رو مخی، بچه پررو
مگه دروغ گفتم؟
چه کنیم از دست این درد های ناتمام................
هرجا نگاه کنی درد بیداد می کنه
و متاسفانه .... ماهم هیچ ...

خوب بود ایمان جان
خاطرات ات رو بنویس، بیشتر از اینها می تونی و باید بتونی
الان دعوا شده یهنی؟
حالا خوبه خودتون مستحضرید .. من پررو ام ها! گفته باشم
میشه خواهش کنم نشانی این روستا رو بهم بدید؟
فقط من نمی فهمم چرا مردم یاد گرفتن تو قسمت نظرات وبلاگ با هم جنگ کنن! آقا میثم یه مثلی هست که میگه کافر همه را به کیش خویش پندارد.
چرا اینجا دعوا می کنن معلوم نیست!بجای این از ساحل بخواهید باهاتون بحث کنه.
من خودم یه روستازاده ام .روستایی ها خیلی ساده هستن.می دونم که اونها نمی دونن ماها تو شهر با چه انسانهای گرگ نمایی داریم زندگی می کنیم.
فقط نمی فهمم دلیل دعوای آقا میثم چیه؟
نشانی روستا رو بدید لطفا.ممنون
پاسخ:
روستای تیاب فضل بن عباس شهر منوجان
بگو هر چی دلت خواس،

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی